Saturday, August 09, 2008
قارانتي
كدخدا به حيدرخان:
قارانتي مال وقتيه كه مال خودش عيب كنه، اما اگه آب و دون‌اش رو ندادي و زبون بسته نتونست خودش راه بره كه ديگه قارانتي نيست!

اتوبوس- سيف‌ا... صمدي

Labels:

محمد . ساعت:3:20 PM . |


Monday, March 31, 2008
باز هم لعنت به تعطيلات

مطابق روزهاي آخر نوروز هر سال:+ , +
حالم از هرچي تعطيلاته به هم ميخوره!

Labels:

محمد . ساعت:5:39 PM . |


Saturday, March 22, 2008
همه سين‌هاي هفت سين
سين اول
سلام.
عيدتون مبارك!
*

بقيه سين‌ها:
سايپا
كشيك امداد سايپا
باز‌هم سايپا
بازهم كشيك امداد سايپا
...
...
*

مي‌گن سالي كه نكوست از بهارش پيداست.
باور كنيد سال به اين پركاري و شلوغ و پلوغي نمي‌خوام.

پ ن: اين نوشته يعني اين كه هنوز زنده‌ام.

Labels:

محمد . ساعت:12:22 PM . |


Monday, January 28, 2008
راه حل
تحليل انتخاباتي پدر محترم اين است كه كانديدا‌هاي چپي انتخابات مجلس، در صورت صافكاري و تعويض اتاق، مي‌توانند به عرصه رقابت‌‌ها باز گردند.

Labels:

محمد . ساعت:4:48 PM . |


Thursday, October 18, 2007
مثل زندگي

1
باباهه كه با كيف توي دستش و كت و شلوار اتو كشيده‌اش معلومه يه قرار كاري مهم داره، با قيافه‌اي كه كلافه‌گي از همه‌جاش داره مي‌باره، از بالاي سر دو دختربچه كه راهش رو سد كردن داره به ماشين‌اش نگاه مي‌كنه.
اونور‌تر دو-سه تا بچه تخس دارن تمام نبوغ و هنرشون رو روي بوم نقره‌اي بدنه مرسدس سي-ال-كي 320 بروز مي‌دن!
اين يكي از صفحات يه تقويم 12 برگه‌است كه مرسدس بنز براي سال 2005‌اش چاپ كرده.
اعداد تقويم اونقدر در سفيدي زمينه‌كار و تنوع خيره‌كننده رنگ‌ها گم اند كه با خيال راحت مي‌توني تك تك صفحات رو قاب كني و به عنوان يه كار نفيس بزني به در و ديوار خونه‌ات.
بقيه صفحات هم همين حال و هوا رو دارن. از عروسي كه دوست پسراش دارن از تو ماشين داماد مي‌دزدن‌اش تا يه گروه آتش‌نشان كه بسيج شدن براي شستن كف شوينده روي يه بنز كنار خيابون.

2
گمان كنم واسه عكاسي پوستر سيتروئن سي-فايو(C5)، كلاغ‌ها و كبوتراي ميدون نقش جهان رو هم تارونده بودن!(آدم‌ها كه جاي خود داره!). يه ماشين كه تا يه لحظه قبل داشتن 10 نفر آستر مي‌كشيدن‌اش و تا نيم ساعت قبل لاي زرورق بوده حالا مي‌خواد بشه زيباي هوشمند سايپاييها!
لباس‌آبي‌ها هم وضع بهتري ندارن.( لباس فرم سايپايي‌ها سفيد و ايران‌خودرويي‌ها آبي‌است)
تنها نشانه‌ از حضور انسان در تبليغات ايران خودرويي‌ها همون خانواده خوشبخت وايستاده كنار ساحل بود كه يه گوشه از كادر تصوير 206 اس-دي رو پر كرده بود.
همون هم از ترس اينكه اون خانومه با مانتو صورتي حواس بيننده رو به خودش جلب كنه به شكل آرام و محترمانه‌اي حذف شد!

3
كمتر تصويري از پوستر‌هاي تبليغاتي شركت‌هاي خودرو سازي ديده‌ام كه چنين جسورانه ماشين‌شان را در حد بوم نقاشي كودكان،‌ تنزل دهند.
كاري كه خارج از جنبه افه‌هاي هنري و زيبايي شناختي‌اش، حامل نشانه‌هاي روشن جامعه شناسانه است.

4
از لحظه‌اي كه خودرو وارد زندگي ما ايراني‌ها شده، آن را به عنوان كالايي لوكس و تجملاتي شناخته‌ايم‌.
هنوز چند سالي بيشتر از روز‌هايي كه خودرو به عنوان كالايي سرمايه‌اي( و نه مصرفي) در خيابان‌هاي‌مان مي‌چرخيد نگذشته است و اگر چه آن روزها گذشته اما آن عادت و رفتار از سرمان نيفتاده است.
و چه خوب كه هيچ وقت گاوصندوق‌هايي كه گنجايش ماشين‌هاي‌مان را داشته باشد، ساخته نشد!



Labels:

محمد . ساعت:5:39 PM . |


Thursday, September 13, 2007
The Departed
از اين طبع طناز ايراني جماعت خيلي خوش‌ام مياد.
در بدترين شرايط و براي بدترين خبر‌ها هم موقعيت‌هاي كميك و خنده‌دار رو مي‌كنند.
ديروز هم براي من كه مدت‌ها بود با مشتري جماعت سر و كله نزده بودم كه با اعصاب خط خطي برگردم خونه ابتكار ثبت احوالي‌ها حال‌ام رو حسابي جا آورد.
***
فرض كنيد يه آقايي با قد و هيكل حسين رضا زاده و با سبيل‌هايي كه 3 دور روي صورت‌اش تاب خورده اومده واسه ثبت‌ نام خوردو فرسوده.
مدارك‌اش رو كه كنترل مي‌كنم مي‌بينم كپي كارت ملي نداره.
- ببخشيد آقا، كپي كارت ملي‌تون نيست.
- بله قربان، من جزو از قلم افتاده‌ها ام.
- (من با تعجب) از قلم افتاده ها؟
- (آقاهه با شرم) بله قربان، من جزو معدود افرادي ام كه كد ملي بهشون تخصيص نداده‌اند!
- (من با شيطنت) شخصا تشريف برديد ثبت احوال كه ببينن شما رو؟
آقاهه در حالي كه با عصبانيت داره سبيل‌هاشو مي‌جوه، مي‌شينه به تعريف كردن اتفاقاتي كه در جريان گرفتن كارت ملي واسش افتاده. من هم كه ديگه نمي‌تونم جلو خنده‌مو بگيرم به بهانه سرزدن به تعميرگاه آقاهه عصباني رو دو در مي‌كنم.

پ ن: شما مي‌دونيد چرا مالكان 90 درصد خودرو‌هاي فرسوده از خود ماشين‌ها عتيقه‌تر اند؟
پ ن2: به صاحب پاسخ صحيح يك دستگاه خودرو فرسوده اهدا خواهد شد!

Labels:

محمد . ساعت:2:09 PM . |


Friday, May 11, 2007
شير بي يال و دمب و اشكم
۱
مطابق تبصره ۱۳ بودجه سال ۸۵ كل كشور دولت مكلف است ۷ درصد از سود تسهيلات بانكي هر دستگاه خودرو(تا سقف ۵ ميليون تومان) را جهت جايگزيني ۲۵۰ هزار خودرو فرسوده با خودروهاي نو دوگانه سوز پرداخت نمايد.
۲
عليرغم پيش‌بيني جايگزيني ۲۵۰‌هزار دستگاه خودرو و ساخت و تجهيز ۴۰۰ جايگاه گاز CNG، دو شركت ايران‌خودرو و سايپا فقط موفق به جايگزيني حدود ۷۰ هزار خودروي فرسوده شده‌اند. تعداد جايگاه‌هاي سوخت جديد ساخته شده را هم نمي‌دانم!
۳
موتور خودروهايي كه الان گازسوز مي‌شوند همگي پايه بنزين‌سوز است و در حالت گازسوز نمي‌تواند عملكرد مناسبي داشته باشد.
اگر ديديد تاكسي‌اي كه توي آن نشسته‌ايد در سرعت بالاي ۱۰۰ كيلومتر، يكدفعه خاموش شد اصلا نگران نباشيد!
۴
مخازن CNG از كامپوزيت با الياف كربن توليد مي‌شود كه فرايند توليد‌اش هاي‌تك است و ما اين تكنولوژي را نداريم. مجموعه رگولاتور و كيت‌هاي گازسوز توليد داخل هم آنقدر از لحاظ كيفيت افتضاح بود كه خودروساز‌ها عطايش را به لقايش بخشيدند و قرار شد كيت و مخزن خودروهاي گازسوز توليد شده از محل واردات تامين شود كه نمي‌شود.(نمي‌دانم علت دقيق‌اش چيست.)
۵
يك دروغ بزرگ كه به تعداد ۷۰ هزار بارتكثير شده و همه وانمود به راست بودن‌اش مي‌كنند شنيده‌ايد؟
خودروهاي گازسوز همان دروغ بزرگ است.
خودروساز به نيت توليد خودروي گازسوز ماشين‌هايي فقط با اسم گازسوز توليد مي‌كند كه به دليل تغييراتي در بدنه قابليت گازسوز شدن در آينده را دارد.
دولت به همين خودروها كه درحال حاضر بنزين‌سوز است ،وام جايگزيني پرداخت مي‌كند.
راهنمايي و رانندگي(كه مو از ماست همه توليدات خودروسازها مي‌كشد تا مجوز پلاك بدهد) هم با خيال راحت همه آنها را پلاك مي‌كند .
سازمان بهينه‌سازي مصرف سوخت هم خيال‌اش راحت است كه هنوز حالا‌حالا‌ها ماشين گازسوزي نيست كه گند مشكل كمبود جايگاه سوخت در بيايد!
منتها شما خودروي گازسوز بدون كيت و مخزن را چه مي‌ناميد؟
۶
خدا بيامرزد حضرت مولانا را. قصه شير بي يال و دمب و اشكم را كه يادتان هست؟

Labels:

محمد . ساعت:7:03 PM . |


Friday, April 27, 2007
بازگشت پيكان


فعاليت ارزي بانك‌هاي سپه و صادرات متوقف شد.
من هم اول‌اش مثل شما سرسري از اين خبر گذشتم. نه تاجر‌ ايم نه تاجرزاده! به من و شما كه ربطي ندارد.
يعني واقعيت‌اش تا ديروز كه علت تاخير تعهدات سايپا رو شنيدم به من هم ربط نداشت، حالا شما هم خبر رو از اين منظر بخونيد شايد به شما هم ربط پيدا كرد.
كليه روابط تجاري شركت سايپا از طريق بانك سپه انجام مي‌شده است و از آغاز سال جديد بانك‌هاي خارجي از صدور ال-سي (Letter_of_credit) براي اين بانك خودداري مي‌كنند.
كوچك‌ترين پيامد اين قضيه توقف خط توليد زانتيا و ريو و اخلال در توليد ال -۹۰ است.( كه چند وقت است چنين شده است.)
بد نيست بدانيد كه‌ ما( ايراني‌ها) با وجود آن‌كه نقشه و اجازه توليد كليه قطعات پرايد را از كياموتورز كره گرفته‌ايم، قادر به توليد همه آن نيستيم و اي سي يو (Electronic Central Unit) و سنسورهاي آن را از كره و آلمان و فرانسه وارد مي‌كنيم . جالب‌تر اين كه در سيستم انژكتوري خودروهاي گروه ايران‌خودرو هم از همين قطعات استفاده مي‌شود.( كيت‌هاي ساژم و زيمنس) و اين يعني كه اگر تحريم‌ها كمي سفت و سخت‌تر شود امكان توليد هيچ‌گونه خودرو انژكتوري در داخل كشور نخواهد بود.
احتمالا قدم بعدي برگرداندن خط توليد پيكان از سودان و جولان دادن خودروهاي ملي سفيد يخچالي در جاده‌هاي كشورمان خواهد بود.

Labels:

محمد . ساعت:1:55 PM . |


Thursday, April 26, 2007
مصائب يك ايران خودرويي


اسكيزو كه در ايران خودرو كار مي‌كند پرايد داشت. گويا سال‌ها قبل پيشگويي به اسكيزو گفته بود يا ماشين‌ات را عوض كن يا با سايپايي جماعت دوستي نكن.
اسكيزو نه پول داشت كه اولي را انجام دهد و نه زوري كه دومي را انجام ندهد.
اولين شب آشنايي من و اسكيزو، آنچنان دو چرخ راست‌اش رفت روي بلوكه‌هاي وسط اتوبان همت كه همه ميپرسيدند اين صحنه دست‌پخت كدام مرد قوي پنجه و هنرمندي ‌است.
خدا را شكر كه ماشين‌هاي سايپا كمربند ايمني دارد [گويا ايران خودرويي‌ها ندارد!!] و گرنه مايي نبوديم كه اين حكايت را برايتان نقل كنيم.

**
اسكيزو معتقد بود اين‌كه ماشين‌هاي ايران خودرو به جاي لوله واسطه سوخت(همان قطعه‌اي كه باعث سوختن ماشين مي‌شود)، جي پي اس (دستگاه مكان‌ياب ماهواره‌اي) حضرت عزرائيل دارد خودش آپشن ويژه‌اي است.
اصولا در دوره‌اي كه بخاري ماشين‌هاي ايران خودرويي خراب است!! آتش مي‌تواند وسيله مناسبي براي گرما باشد، به شرط اين‌كه فتيله‌اش را آنقدر زياد نكنيد كه خودتان بسوزيد.
نميدانم چرا اسكيزو فتيله سمندش را توي هواي بهاري زياد كرده بود اما به هر حال سوخت.
يعني متاسفانه خودش نسوخت. ماشين‌اش سوخت.
گويا قطعه جي‌پي‌اس حضرت عزرائيل(كه توليد ايران خودرو است) هم گاهي درست كار نمي‌كند.
به هر حال لطف قضيه به اين است كه خياط هم در كوزه افتاد و اسكيزو دنبال ماشين جديدي است تا دل تنهايي‌اش تازه شود.


پ ن۱: اسكيزو جان! در گروه سايپا هم كار خوب پيدا مي‌شود هم ماشين خوب، براي آنان كه توبه كنند.

پ ن۲: آنقدر زندگي و درس و كارم با اين اتاق‌هاي حلبي عجين شده است كه بخواهم كمي بيشتر ازشان بگويم. برچسب «آدم‌ها و ماشين‌ها» براي همين حرف‌هاست. اگر علاقه‌اي نداريد نخوانيدشان!


Labels:

محمد . ساعت:4:39 PM . |